
لازم میدانم برادران و خواهران عزیز را، مخصوصاً جوانها را توجه بدهم به اهمیت ماه رجب. از این مناسبتها و از این خصوصیاتِ مربوط به ایام و شهور نمیشود بهآسانى صرفنظر کرد. بزرگان و اهل معنا و اهل سلوک،...
ادامه مطلب
اگر انسان شناخت که خود در جبهه حق است پس دشمن او باطل است، حالا باید شناخت که باطل در چه چهره ای و چه قیافه ای ظاهر می گردد شهید علیمردان موحد...
ادامه مطلب
این لحظه ها قیامت عظمای چیستند؟چون آیه های واقعه هستند و نیستنداین لحظه ها که بی تو سراسیمه می دوندای کاش این دقایق آخر بایستندشاعر: مریم سقلاطونی...
ادامه مطلب
لبریز فلک شد از تَبــارکآوازِ طَرب دهد چکــاوک آمد پســـری ابوالعجائباز خانه ی مالکُ الْمَمالَـک حرف دل نوکرحسین استاربـاب تولـــدت مبــــارک میلادسالار شهیدان مبارک برگرفته از افسران جنگ نرم...
ادامه مطلب
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این ف...
ادامه مطلب
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. ...
ادامه مطلب
جوانی از انصار،در مدینه با زنی برخورد کرد،در آن زمان مقنعه ی زن ها تا پشت گوششان را می پوشاند (گوش ها،گردن وصورت حجاب نداشت) جوان به آن زن خیره شد و چشم از او برنداشت تا عبور کرد.همین طور که با نگاه به پشت سرش آن زن را تعقیب می کرد،وارد کوچه ی تنگی شد.در این هنگام صورتش به استخوانی که از دیوار بیرون زده بود برخورد وشکاف برداشت.وقتی زن از او دور شد،نگاه کرد، دید خون به سینه و لباسش می ریزد،گفت:به خدا قسم نزد رسول خدا(ص) می روم و جریان را به عرض ایشان می رسانم. آن جوان نزد پیامبر آمد.چون رسول خدا (صلی الله علیه و آله) او را دید،فرمود:این چه وضعی است؟جوان موضوع را به اطلاع پیامبر رسانید.در این هنگام جبرئیل این آیه را فرود آورد: «قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا ف...
ادامه مطلب
ufeff قبل از آن که به نماز بایستى، باید نماز در تو بایستد. باید اذان در تو فریاد شود. و وضو در تو جریان یابد. تا به خلوت حضور پر بکشى. وقتى دل پر از وضو است و فاصله u200fاى میان خود و خدا حس نمىu200fکنى، نماز را به جا آور. شهید محمدمهدی شهپر...
ادامه مطلب
دل نوشته ای زیبا از نسل جدید انقلاب، خطاب به دشمنان ملت... مــن انــقلابــی ام ... من امام ندیده ام! من۱۵ خرداد ۴۲ ندیده ام! اما شنیده ام که امام فرمود : سربازان من اکنون در گهواره ها خفته اند... من ۲۲بهمن ۵۷ ندیده ام! اما شنیده ام که : انقلاب ما انفجار نور بود... من ۵ اردیبهشت ۵۹ ندیده ام! اما شنیده ام که : این شن ها لشکر خدا بود... و یقین دارم خدای طبس همیشه زنده است.. من ۳ خرداد ۶۱ ندیده ام! اما شنیده ام که : خرمشهر را خدا آزاد کرد نه کدخدا ... من ۱۴ خرداد ۶۸ ندیده ام! من چشم که باز کرده ام، امام را هم حتی ندیده ام فحاشی ها و توهین ها شنیده ام ... شنیده ام صدای لرزان «حیاتی» را که انّالله و انّ الیه راجعون میخواند، اما ندیده ام امام را... من جنگ ندیده ام... صدای آژیر خطر نشنیده ام، به پ...
ادامه مطلب
مادر شهید حیدر علی راعی گفت:پسرم با شهادت برادرش میگفت، عباسعلی با پرواز به سوی معبود از من پیش افتاد و اینک نوبت من است که با تمام توان در دفاع از ارزش ها و نظام به پا خیزم و نگذارم اسلحه برادرم بر زمین بماند. عصمت میرزایی مادر شهید حیدر علی راعی افزود:با وجود به شهادت رسیدن عباسعلی راضی نبودیم که حیدرعلی به جبهه برود اما پسرم برای پر کردن جای برادر شهیدش در صحنه رزم مصمم بود و آرام و قرار نداشت. وی گفت: پسر شهیدم متاهل بود و همسر و دختر کوجکش برای منصرف کردن وی از اعزام متوالی به جبهه به بزرگان فامیل پیشنهاد پادر میانی می دادند. این مادر شهید بیان کرد:یادم می آید حیدرعلی خم شد دست پدرش را بوسید و گفت:پدر جان نباید اسلحه برادرم بر زمین بماند اما با رضایت تو به جبهه میروم. خانم میرزایی گف...
ادامه مطلب
ای آفتـاب حُسن به زیبائیت سلام وی آسمــان فضل به دانائیت سلام در صبر شاخصی به شکیبائیـت سلام تنها تو کاظمی که به تنهائیت سلام...
ادامه مطلب
باز ،پر ... چلچله ،پر ... باز در بازی ،هر که دارد پر ،پر! ... شهرمان خاک شده ... ،خرمنمان خاکستر ... نخل پر ... ،مزرعه پر ... ،روح شقایق : پرپر ! ... گفت بابا دم در وقت سفر بر مادر : ... جز حدیث سفر و آتش وخون ... هر حدیث دگر و هر سخن دیگر،پر ! ... رود،پر ... ،بازی پر ... وقت رفتن شده و زورق من سنگین است ... میروم بار به دریا فکنم ،لنگر پر ! ... صد نفر ،نخل شده بی سر و صد تن مانده ... باغ،اسطوره شده ،هر که ،که دارد سر ،پر ! ... بچه ها باز بر این نقطه گذارید انگشت : ... عشق ،پر .عاطفه ،پر . هر کهبسیجی تر پر ... ...
ادامه مطلب
شهید مدافع ناموس تولدت مبارک ...
ادامه مطلب
پروردگارت باتومی گوید: تورادر بیکران دنیای تنهایان رهایت من نخواهم کرد بساط روزی خود رابه من بسپاررها کن غصه ی یک لقمه نان و آب فردا را تو راه بندگی طی کن عزیزا من خدایم خوب می دانم تو دعوت کن مرا برخود به اشکی … یا خدایی، میهمانم کن که من چشمان اشک آلوده ات را دوست می دارم طلب کن خالق خود را بجو مارا توخواهی یافت که عاشق می شوی برما وعاشق می شوم برتو که وصل عاشق و معشوق هم آهسته می گویم خدایی عالمی دارد قسم بر عاشقان پاک با ایمان قسم براسب های خسته درمیدان تورادربهترین اوقات آوردم قسم برعصر روشن تکیه کن برمن قسم برروز هنگامی که عالم رابگیرد نور...
ادامه مطلب
شهادتت مبارک دایی گلم سالروز شهادت شهید منصور باقری 1362/8/5...
ادامه مطلب
زدستم می روی اما صدایم در نمی آید دلم میسوزد وکاری زدستم بر نمی آید سرم را میگذارم روی کتف خواهرم زینب الا ای محرم دردم چرا اکبر نمی آید اگر زینب نمی آمد گریبان پاره میکردم تحمل میرود اما شب غم سر نمی آید اذان گوی دل بابا،اذانی میهمانم کن اگر چه از گلوی تو صدایی در نمی اید الا ای سرو بی همتا،عصای پیری بابا به والله سرم دیگراز این بدتر نمی آید تمام سعی خود را میکنم امانمیدانم چرا این تیر ها از پیکر تو در نمی آید ...
ادامه مطلب
پس از امضای قرارداد، پیامبر پرده از حقیقتی عجیب برداشته، میفرمود: به آن خدایی که جانم در دست اوست، هلاکت، تا بالای سرِ اهل نجران آویزان شده بود و اگر مباهله میکردند، به صورت میمون و خوک مسخ میشدند و بیابان در زیر پایشان شعلهور میگشت. و در آخر خدای تعالی نجران و اهلش را منقرض میکرد. حتی مرغانِ بالای درختهایشان را میسوزاند و اما بقیه نصارای دنیا، یک سال طول نمیکشید که همه هلاک میشدند و در روی زمین حتی یک نصرانی باقی نمیمانْد. ...
ادامه مطلب