گفتم: چرا نزدی؟

متن مرتبط با «چگونه با بچه ها بازی کنیم» در سایت گفتم: چرا نزدی؟ نوشته شده است

شستشوئى کن و آنگه به خرابات خرام

  • نیلوبلاگ

    لازم میدانم برادران و خواهران عزیز را، مخصوصاً جوانها را توجه بدهم به اهمیت ماه رجب. از این مناسبتها و از این خصوصیاتِ مربوط به ایام و شهور نمیشود بهآسانى صرفنظر کرد. بزرگان و اهل معنا و اهل سلوک،...

    ادامه مطلب
  • یارا دلبر و دلدارا ماه جهان آرا

  • نیلوبلاگ

    متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرس...

    ادامه مطلب
  • شناخت باطل

  • نیلوبلاگ

    اگر انسان شناخت که خود در جبهه حق است پس دشمن او باطل است، حالا باید شناخت که باطل در چه چهره ای و چه قیافه ای ظاهر می گردد شهید علیمردان موحد...

    ادامه مطلب
  • سوغاتی های نور چشم

  • نیلوبلاگ

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ...

    ادامه مطلب
  • ای کاش این دقایق آخر بایستند

  • نیلوبلاگ

    این لحظه ها قیامت عظمای چیستند؟چون آیه های واقعه هستند و نیستنداین لحظه ها که بی تو سراسیمه می دوندای کاش این دقایق آخر بایستندشاعر: مریم سقلاطونی...

    ادامه مطلب
  • با رضایت خدا اومدم

  • و شهادت نزدیکترین راه است

  • نیلوبلاگ

    در مقابل مصائب و مشکلات تحمل داشته باشید. باید برای استقرار حکومت الله رنجهای فراوان کشید، زیرا که در کنار هر سختی آسانی است. و اما هدف نهایی رسیدن به معبود است، و شهادت نزدیکترین راه است. باید به هوش باشید که از کاروان به حق انقلاب اسلامی فاصله نگیرید شهید احمد آخوندی...

    ادامه مطلب
  • جان بهای دیدار است

  • نیلوبلاگ

    ای مردم این جانها از خودمان نیست، آن را خداوند تبارک و تعالی به ما داده و روزی هم از همه می گیرد. پس اگر این بدنها برای مرگ آفریده شده است که چه بهتر که انسان در راه خدا کشته شود. شهید مدافع حرم علی شاه سنایی...

    ادامه مطلب
  • جام شهادت

  • نیلوبلاگ

    یا بَنی آدَمَأَنا غنَیُّ لا اَفتَقِرُاَطِعنی فی ما أمَرتُکَ اَجعَلَکَ غَنیّاً لا تَفتَقِرُیا بَنی آدَمَأنا حَیُّ لا اَموتُاَطِعنی فی ما أمِرتُکَ أجعَلَکَ حَیّاً لا تَموتُیا بَنی آدَمَأنا أقولُ لِلشَیّءِ کُن فَیَکوناَطِعنی فی ما أمَرتُکَ اَجعَلَکَ تَقولُ لِلشَیّءِ کُن فَیَکون ...

    ادامه مطلب
  • عاشقی کار سری نیست که بر بالین است...

  • نیلوبلاگ

    لبریز فلک شد از تَبــارکآوازِ طَرب دهد چکــاوک آمد پســـری ابوالعجائباز خانه ی مالکُ الْمَمالَـک حرف دل نوکرحسین استاربـاب تولـــدت مبــــارک میلادسالار شهیدان مبارک برگرفته از افسران جنگ نرم...

    ادامه مطلب
  • عید مبارک

  • نیلوبلاگ

    متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این ف...

    ادامه مطلب
  • دیگر نباید شب ها خوابید

  • نیلوبلاگ

    متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. ...

    ادامه مطلب
  • عفت باطنی یا عفت ظاهری

  • نیلوبلاگ

    جوانی از انصار،در مدینه با زنی برخورد کرد،در آن زمان مقنعه ی زن ها تا پشت گوششان را می پوشاند (گوش ها،گردن وصورت حجاب نداشت) جوان به آن زن خیره شد و چشم از او برنداشت تا عبور کرد.همین طور که با نگاه به پشت سرش آن زن را تعقیب می کرد،وارد کوچه ی تنگی شد.در این هنگام صورتش به استخوانی که از دیوار بیرون زده بود برخورد وشکاف برداشت.وقتی زن از او دور شد،نگاه کرد، دید خون به سینه و لباسش می ریزد،گفت:به خدا قسم نزد رسول خدا(ص) می روم و جریان را به عرض ایشان می رسانم. آن جوان نزد پیامبر آمد.چون رسول خدا (صلی الله علیه و آله) او را دید،فرمود:این چه وضعی است؟جوان موضوع را به اطلاع پیامبر رسانید.در این هنگام جبرئیل این آیه را فرود آورد: «قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا ف...

    ادامه مطلب
  • لحظههای سخت اضطرار را ببینید!

  • نیلوبلاگ

    متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. ...

    ادامه مطلب
  • باید نماز در تو بایستد

  • نیلوبلاگ

    ufeff قبل از آن که به نماز بایستى، باید نماز در تو بایستد. باید اذان در تو فریاد شود. و وضو در تو جریان یابد. تا به خلوت حضور پر بکشى. وقتى دل پر از وضو است و فاصله u200fاى میان خود و خدا حس نمىu200fکنى، نماز را به جا آور. شهید محمدمهدی شهپر...

    ادامه مطلب
  • حماسه ۹ دی گرامی باد

  • نیلوبلاگ

    دل نوشته ای زیبا از نسل جدید انقلاب، خطاب به دشمنان ملت... مــن انــقلابــی ام ... من امام ندیده ام! من۱۵ خرداد ۴۲ ندیده ام! اما شنیده ام که امام فرمود : سربازان من اکنون در گهواره ها خفته اند... من ۲۲بهمن ۵۷ ندیده ام! اما شنیده ام که : انقلاب ما انفجار نور بود... من ۵ اردیبهشت ۵۹ ندیده ام! اما شنیده ام که : این شن ها لشکر خدا بود... و یقین دارم خدای طبس همیشه زنده است.. من ۳ خرداد ۶۱ ندیده ام! اما شنیده ام که : خرمشهر را خدا آزاد کرد نه کدخدا ... من ۱۴ خرداد ۶۸ ندیده ام! من چشم که باز کرده ام، امام را هم حتی ندیده ام فحاشی ها و توهین ها شنیده ام ... شنیده ام صدای لرزان «حیاتی» را که انّالله و انّ الیه راجعون میخواند، اما ندیده ام امام را... من جنگ ندیده ام... صدای آژیر خطر نشنیده ام، به پ...

    ادامه مطلب
  • با پرواز به سوی معبود از من پیش افتاد

  • نیلوبلاگ

    مادر شهید حیدر علی راعی گفت:پسرم با شهادت برادرش میگفت، عباسعلی با پرواز به سوی معبود از من پیش افتاد و اینک نوبت من است که با تمام توان در دفاع از ارزش ها و نظام به پا خیزم و نگذارم اسلحه برادرم بر زمین بماند. عصمت میرزایی مادر شهید حیدر علی راعی افزود:با وجود به شهادت رسیدن عباسعلی راضی نبودیم که حیدرعلی به جبهه برود اما پسرم برای پر کردن جای برادر شهیدش در صحنه رزم مصمم بود و آرام و قرار نداشت. وی گفت: پسر شهیدم متاهل بود و همسر و دختر کوجکش برای منصرف کردن وی از اعزام متوالی به جبهه به بزرگان فامیل پیشنهاد پادر میانی می دادند. این مادر شهید بیان کرد:یادم می آید حیدرعلی خم شد دست پدرش را بوسید و گفت:پدر جان نباید اسلحه برادرم بر زمین بماند اما با رضایت تو به جبهه میروم. خانم میرزایی گف...

    ادامه مطلب
  • ای آفتـاب حُسن به زیبائیت سلام

  • نیلوبلاگ

    ای آفتـاب حُسن به زیبائیت سلام وی آسمــان فضل به دانائیت سلام در صبر شاخصی به شکیبائیـت سلام تنها تو کاظمی که به تنهائیت سلام...

    ادامه مطلب
  • مرد بیمار خیمه ها...

  • نیلوبلاگ

    قسمت این بود بال و پر نزنی مرد بیمار خیمه ها باشی حکمت این بود روی نی نروی راوی رنج نینوا باشی چقدر گریه کردی آقاجان! مژه هایت به زحمت افتادند قمری قطعه قطعه را دیدی ناله هایت به لکنت افتادند سربریدند پیش چشمانت دشتی از لاله و اقاقی را پس گرفتید از یزید آخر علم با شکوه ساقی را !؟ کربلا خاطرات تلخی داشت ساربان را نمی بری از یاد تا قیام ِ قیامت آقاجان خیزران را نمی بری از یاد خون این باغ، گردن ِ پاییز یاس همرنگ ارغوان می شد چه خبر بود دور ِ طشت طلا عمه ات داشت نصف ِ جان می شد کاش مادر تو را نمی زایید! گله از دست ِ زندگی داری دیدن آب ، آتشت می زد دل خون...

    ادامه مطلب
  • بچه ها باز بر این نقطه گذارید انگشت : ...

  • نیلوبلاگ

    باز ،پر ... چلچله ،پر ... باز در بازی ،هر که دارد پر ،پر! ... شهرمان خاک شده ... ،خرمنمان خاکستر ... نخل پر ... ،مزرعه پر ... ،روح شقایق : پرپر ! ... گفت بابا دم در وقت سفر بر مادر : ... جز حدیث سفر و آتش وخون ... هر حدیث دگر و هر سخن دیگر،پر ! ... رود،پر ... ،بازی پر ... وقت رفتن شده و زورق من سنگین است ... میروم بار به دریا فکنم ،لنگر پر ! ... صد نفر ،نخل شده بی سر و صد تن مانده ... باغ،اسطوره شده ،هر که ،که دارد سر ،پر ! ... بچه ها باز بر این نقطه گذارید انگشت : ... عشق ،پر .عاطفه ،پر . هر کهبسیجی تر پر ... ...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    چرا باید در نماز حجاب داشته باشیم؟ | چرا باید در نماز حجاب داشت | چرا باید در نماز پاکیزه باشیم | حماسه 9 دی گرامی باد | سالروز حماسه 9 دی گرامی باد | پرواز با بهشتیان | پرواز با بالهای بهار | ای آفتاب حسن برون آ | ای آفتاب حسن | اي آفتاب حسن