شهادتت مبارک...
-
تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 2:22
شهادتت مبارک دایی گلم سالروز شهادت شهید منصور باقری 1362/8/5
توجه آقای خوبی ها به تصویر شهید خلیلی
-
تاریخ: 1395/7/27 ساعت: 18:51
برادر رفتی جلو به خاطر لبخند آقا خالص و مخلص رفتی علی آقا به کوری چشم اونایی که میگفتن آقا جوابگو نداره میگفتند کار تو مورد تایید آقا نبوده هم خدا راضی است از تو و هم نائب امام زمان چی میخواستی از این بیشتر؟دست ما رو هم بگیر برادر خودت میدونی مشکل از کجاست برگرفته شده از افسران جوان جنگ نرم
کلنا عباسک یا زینب سلام الله علیها
-
تاریخ: 1395/7/27 ساعت: 18:51
بدون شرح!
-
تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 13:55
دشمن بنیان خانواده ؛شاهرگ جامعه را نشانه رفته است. برگرفته شده از افسران جوان جنگ نرم
تلگرام مشروعیت ندارد...
-
تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 13:55
دکتر کوهنانی استاد دانشگاه در رشته جرمشناسی در فضای مجازی: قاطعانه میگویم که کانال تلگرام از لحاظ مشروعیت زیر سوال قرار دارد زیرا در حال حاضر بین 3 کشور انگلیس، روسیه و اسرائیل بر سر رژیم حقوقی و مالکیت تلگرام اختلاف شدید وجود دارد.وی افزود: بنده با حضور در فضای مجازی موافق هستم ولی در عین حال یکی ا...
یا علمدار کربلا...
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 9:36
گر نخیزی تو زجا ، کار حسین سخت تر است نگران حرمم ، آبرویم در خطر است قامت خم شده را هر که ببیند گویدبی علمدار شده ، دست حسین بر کمر است داغ اکبر رمق از زانوی من برد ولیبی برادر شدن از داغ پسر سخت تر است دست از جنگ کشیدند و به من می خندندتو که باشی به برم باز دلم گرم تر است نیزه زار آمده ام یا تو پُر...
ام البنین نیامده زهرا که آمده
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 9:36
افتاده ای برای چه از پا ؟ بلند شو خوردم زمین کنار تو ، از جا بلند شو لشکر به قامت خم من خنده می کند شد علقمه محل تماشا ، بلند شو لب تشنه اصغرم دگر از حال رفته است گوید رباب : حضرت دریا بلند شو مادر فتاد روی زمین گفت : یا علی تو هم به اسم اعظم بابا بلند شو یک جور می دهیم جواب سکینه را باشد ، بیا به خ...
صبر کن ای برادرم آرام...
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 9:35
صبر کن ای برادرم آرام غصه ام بوسه ای ز حنجر توست آه زینب خدانگهدارت غم من خاک روی معجر توست ای برادر مگو که این لشکر کهنه پیراهن تو را ببرند نه فقط کهنه پیرهن خواهر چند چادر هم از شما ببرند کشتی ام ای حسین میبینی رفتنت برده است جان حرم خواهرم دست بر دلم نگذار جان تو جان دختران حرم ای برادر خدا کند ج...
تا اینکه نیزه ای بدنش را به خون کشید...
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 9:35
تا اینکه نیزه ای بدنش را به خون کشید گرگی رسید و پیرهنش را به خون کشید از یک طرف عمامه و از یک طرف عبا هر کس به یک طریق تنش را به خون کشید سر نیزه های کُند، فرو رفته در تنش اوضاع دست و پا زدنش را به خون کشید آهسته گفت تشنه ام اما شنید شمر با چکمه لعنتی دهنش را به خون کشید با "نفس مطمئنّه"به حالِ عرو...
خواب دیدم در این شب غربت...
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 9:35
خواب دیدم در این شب غربت خواب دستی عجیب و خون آلود خواب دیدم که پیکرم خواهر طعمه ی گرگ های وحشی بود ** اضطرابی به جانم افتاده که بیان کردنش میسر نیست یک جوان مرد با شرف زینب بین این سی هزار لشگر نیست ** ماجراهای عصر فردا را در نگاه تر تو میبینم راضیم به رضای معبودم تا سحر بوته خار میچیینم ** شب آخر ...
کربلایی دیگر در راه است...
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 9:35
حسین فریاد می زند: "هل من ناصر ینصرنی؟"و من درحالی که نمازم قضا شده است می گویم:لبیک یا حسین! لبیک...حسین نگاه می کند لبخندی می زند و به سمت دشمن تاخت می کند...و من باز می گویم: لبیک یا حسین!حسین شمشیر می خورد من سر پدرم داد می زنم و می گویم:لبیک یا حسین!حسین سنگ می خورد، من در مجلس غیبت می گویم: لب...
علی اکبر بابا...
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 9:28
زدستم می روی اما صدایم در نمی آید دلم میسوزد وکاری زدستم بر نمی آید سرم را میگذارم روی کتف خواهرم زینب الا ای محرم دردم چرا اکبر نمی آید اگر زینب نمی آمد گریبان پاره میکردم تحمل میرود اما شب غم سر نمی آید اذان گوی دل بابا،اذانی میهمانم کن اگر چه از گلوی تو صدایی در نمی اید الا ای سرو بی همتا،عصای پی...
أَلسَّلامُ عَلَى الاَعْضآءِ الْمُقَطَّعاتِ
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 9:28
بگو هنوز برایت کمی توان مانده بگو هنوز برای حسین جان مانده ؟ فقط برای نمازی کنار بابا باش هنوز نیمه ای از روز تا اذان مانده چه میشود کمی این پلک را تکان بدهی چرا که چشم تو خیره به آسمان مانده کمر شکسته ام از حال و روز من پیداست عجیب برجگرم داغ این جوان مانده بیا به گریه ی این پیرمرد رحمی کن عصای من ...
حال بر رویِ زمین چند عصا میبینم...
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 9:28
هر کجا مینگرم جسم تورا میبینم صد علی اکبر ِ دیگر به خدا میبینم قول دادی که مرا مثل عصایم باشی حال بر رویِ زمین چند عصا میبینم تا که گفتی علی ام سنگ به سمتت آمد مثل مادر رویِ پهلوی تو پا میبینم تو نبی بودی و اکنون به رویِ لبِ تو مانده ام جایِ رَدِ نعل چرا میبینم!!! خواهرم آمده از خیمه که من جان ندهم ...
برخورد جالب توجه مدافعان حرم با ، اسرای تشنه داعشی (اینها شاگردان مکتب عاشورا هستند)
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 9:28
◄ عروســـی یعنـی ایـــن ...!! ► [ زنـدگی به سبـــکِ شهـــ♥ـــدا ]
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 14:53
برگرفته شده از افسران جنگ نرم
آنان چفیه می بستند تا بسیجی وار بجنگند …
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 14:53
آن ها چفیه داشتند… من چادر دارم!!! آنان چفیه می بستند تا بسیجی وار بجنگند… من چادر می پوشم تا زهرایی زندگی کنم… آنان چفیه را خیس می کردند تا نَفَس هایشان آلوده ی شیمیایی نشود… من چادر می پوشم تا از نفَس های آلوده دور بمانم… آنان موقع نماز شب با چفیه صورت خود را می پوشاندند تا شناسایی نشوند… من چادر ...
شهید سرلشکر خلعتبری
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 14:53
قابل توجه بعضی ها که وطنشون رو به هیچ میفروشن و خون شهدا رو پایمال میکنند. در قسمتی از وصیت نامه این شهید بزرگوار مطلبی امده که همه وجود ومرام ومردانگی خلعتبری در ان پیداست: اگر ذره ای از خاک وطنم به پوتین سرباز دشمن چسبیده باشد،آن را با خونم در خاک وطن می شویم ومرگ در این راه را افتخار می دانم واگر...
کادوی عروسی... (شهید ردانی پور)
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 14:53
ماشین آمده بود دم در، دنبالش. پوتین هایش را واکس زده بودم. ساکش رابسته بودم. تازه سه روز بود که مرد زندگیم شده بود. تند تند اشک های صورتم را با پشت دست پاک می کردم. مادر آمد. گریه می کرد. – «مادر! حالا زود نبود بری؟ آخه تازه روز سومه.» علی آقا گوشه ی حیاط گریه می کرد. خودش هم گریه ش گرفته بود... دست...
حقیقتی پشت پرده مباهله ...
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 14:53
پس از امضای قرارداد، پیامبر پرده از حقیقتی عجیب برداشته، میفرمود: به آن خدایی که جانم در دست اوست، هلاکت، تا بالای سرِ اهل نجران آویزان شده بود و اگر مباهله میکردند، به صورت میمون و خوک مسخ میشدند و بیابان در زیر پایشان شعلهور میگشت. و در آخر خدای تعالی نجران و اهلش را منقرض میکرد. حتی مرغانِ بالای ...